|
علي بن ابراهيم عن ابيه (ابراهيم بن هاشم) عن |
|
زرارة محمد بن مسلم |
|
عبدالرحمن بن حجاج هشام بن الحكم حماد بن عثمان جميل بن دراج هشام بن سالم حفص بن البختري عمر بن اذينه عبدالله بن سنان معاويه بن عمار بعض اصحابه |
بسم الله الرحمن الرحيم
به الحول والقوة
أحدية حمد الواحد في وحدانيته، وحدانية حمد الأحد في أحديته، فردية حمد الوتر في وتريته، وترية حمد الفرد في فرديته، الله اكبر استدرك الناظر النظر، وقف الخاطر بهذا حين خطر، لاح بالتضمين لا بالتصريح وجود البشر، وحدانية حمد الواحد في إثنينيته، فردية حمد الفرد في زوجيته، وترية حمد الوتر في شفعيته، وبقي حمد الأحد واحدا في أحديته صلى الواحد سبحانه على الإنسان الواحد محمد الخارج بعد الضرب الموقوف على صناعة العدد وهكذا الفرد والوتر ما عدا الأحد فإذن عادت الصلاة عليه لما لم تجد ما تستند إليه وسلم من هذا المقام تسليما.
معراج در لغت:
هیدجی در کتاب خود که در باب معراج نوشته می گوید:« لفظ معراج بروزن مفعال درلغت چیزی را گویند که به حالت صعود وعروج است . مثل نردبان وغیره فلذا دربعضی ازکتب لغت به سُلّم وبعضی به شبیه سلم معنا کرده اند ودرعرف متشرعین معراج رسول خدا را گویند که دریک شب ازمکه معظمه به بیت المقدس وازآنجا به آسمانها رفتند
شيء
مصبا- شاء زيد الأمر يشاؤه شيئا، من باب نال: أراده، و المشيئة اسم منه بالهمزة، و الإدغام غير سائغ إلّا على قياس من يحمل الأصليّ على الزائد، لكنّه غير منقول، و الشيء في اللغة عبارة عن كلّ موجود إمّا حسّا كالأجسام أو حكما كالأقوال نحو قلت شيئا، و جمع الشيء أشياء غير منصرف، و اختلف في علّته، و الأقرب ما حكي عن الخليل أنّ أصله شيآء وزان حمراء.
مغالطات
آزدیر ما لار
1 . عوض کردن موضوع بحث
2. خطابه و داستان پردازی به جای استدلال در مقابل استدلال
3. بیان کردن چیزی که منافاتی با مطلب مورد بحث ندارد ولی القاء تنافی به طور ضمنی با آن می توان نمود
3. باء ک تجر و بائی لا تجر! ( به ما که می رسه همه چیز بر عکس میشه )
زخمه ی تار منی تو هم نوا و هم صدای منی تو
درین شب تار بی صبح هم آغوش خاطر منی تو
سر می دهم به سودای تو دل می دهم به نوای تو
دل به دلم ندادی آخر، بهرچه از من گریزانی تو
می گم: گرچه در وادی هنر با شعر و نقاشی آرامش رو حس کردم ولی جنونی که فروید ازش حرف می زنه توی کار هام کاملامشهوده همه جا رد پایی از جنون دیده می شه اماوقتی فکر می کنم می بینم جنون باید بی جهت باشه اگه جهت مند بشه جنونش خالص نیست خورده شیشه هایی از عقل درش هست این بار می خوام به جنونم جهت ندم شاید این طوری بهتر حسش کنم و همین طور وفاداریمو نسبت به جنون درونم اثبات کنم
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نهای جان من خطا اين جاست
سرم به دنيی و عقبی فرو نمیآيد
تبارک الله از اين فتنهها که در سر ماست
در اندرون من خسته دل ندانم کيست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
دلم ز پرده برون شد کجايی ای مطرب
بنال هان که از اين پرده کار ما به نواست
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود
رخ تو در نظر من چنين خوشش آراست
نخفتهام ز خيالی که میپزد دل من
خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست
چنين که صومعه آلوده شد ز خون دلم
گرم به باده بشوييد حق به دست شماست
از آن به دير مغانم عزيز میدارند
که آتشی که نميرد هميشه در دل ماست
چه ساز بود که در پرده میزد آن مطرب
که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست
ندای عشق تو ديشب در اندرون دادند
فضای سينه حافظ هنوز پر ز صداست
می گویند کانت گفت روی سنگ قبر من بنویسید او مست خدا بود
می گویم روی قبر من بنویسید او یک خر بود خر زندگی کرد و خر مرد
عاقلان خواهند اندیشید ابلهان خواهند خندید و عارفان خواهند گریید
و برای من هیچ تفاوتی نمی کند
ألا ای آهوی وحشی کجایی
مرا با توست چندین آشنایی
دو تنها و دو سرگردان دو بی کس
دد و دامت کمین از پیش و از پس
شعر
پیش از اینت بیش ازین اندیشه ی عشاق بود
مهرورزی تو با ما شهره ی آفاق بود
یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبان
بحث سر عشق و ذکر حلقه ی عشاق بود
سایه ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
ما به او محتاج بودیم و او به ما مشتاق بود
بخت از دهان دوست نشانم نمیدهد
دولت خبر ز راز نهانم نمیدهد
از بهر بوسهای ز لبش جان همیدهم
اينم همیستاند و آنم نمیدهد
The was a very poor family that
Tended a field and lived in a small
Shack just beside it.
It had no rooms and no luxuries.
And the family made just enough money
From the crops to scrape by.
اسامي ماههاي ترکی(ایغوری)
سيچقان و اود و بارس و پس توشقان لوي ئيل بعد ئيلان يونت باشد بعد آنها قوي ئيل
پيچي ئيل از سالها نهم بود در نزد ترک پس تخاقوي است پس ايت و پس تنگوزئيل
ترجمه فارسي ابیات بالا:
موش و بقر و پلنگ و خرگوش شمار زان چار چو بگذري نهنگ آيد و مار
آنگاه به اسب و گوسفند است حساب حمدونه و مرغ و سگ و خوک آخر کار
دوتشرين و دو کانون و پس آنگه شباط و آزر و نسيان ايار است.
حزيران و تموز و آب و ايلول نگه دارش که ازمن يادگار است.
اسامي ماههاي قمری
ز محرم چو گذشتي بر سر ماه صفر دو ربيع و دو جمادي ز پي يکديگر
رجب است از پي و شعبان رمضان و شوال بعد ذي حجه و ذي قعده چنين است خبر.
اسامي ماههاي شمسی
ز فروردين چو بگذشتي مه اردي بهشت آيد سپس خرداد و تير آنگه چو مردادت همي بايد.
پس از شهريور و مهر و اَبان و آذر و دي دان که بر بهمن جز اسفندار مذ ماهي نيفزايد
فروردین فرودهای پاکان
اردیبهشت بهترین راستی و درستی
خرداد کمال و رسایی
تیر فرشته ی نگهبان باران
امرداد بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی
شهریور بهشت یا کشور آسمانی
مهر واسطه، میانجی، فرشته فروغ و روشنایی
آبان فرشته نگهبان آب
آذر فرشته نگهبان آتش
دی آفریننده ,دادار و آفریدگار
بهمن نیک اندیش,نیک نهاد.نخستین آفریده اهورامزدا
اسفند بردباری و فروتنی مقدس(پاک درست اندیشه)
جدول ابجدی
|
ا = 1 |
ك = 20 |
ق = 100 |
|
ب = 2 |
ل = 30 |
ر = 200 |
|
ج = 3 |
م = 40 |
ش = 300 |
|
د = 4 |
ن = 50 |
ت = 400 |
|
ه = 5 |
س = 60 |
ث = 500 |
|
و = 6 |
ع = 70 |
خ = 600 |
|
ز = 7 |
ف = 80 |
ذ = 700 |
|
ح = 8 |
ص = 90 |
ض = 800 |
|
ط = 9 |
|
ظ = 900 |
|
ی = 10 |
|
غ =1000 |
مقدمه:
هرعددی را دوکمال است کمال شعوری و کمال ظهوری
تعریف:کمال شعوری عدد حاصل جمع اعداد تحت آن است تا برسد به یک+ اعدادی که تحت آن عدد هستند از یک تا برسد به آخرین عدد تحت آن عدد که کمال آن را می خواهیم به دست آوریم
تعریف: کمال ظهوری تنها دومی است یعنی حاصل جمع از یک تا برسد به آن عدد و البته خود آن عدد را در کمال ظهوری جمع نمی بندیم.
مثال:کمال شعوری نه را می خواهیم به دست آوریم
1+2+3+4+5+6+7+8+9=45
8+7+6+5+4+3+2+1=36
36+45=81
کمال شعوری نه می شود: 81
کمال ظهوری نه میشود:45
انطباق قاعده بر اسم فاطمه سلام الله علیها
مطلب اول
در اسم فاطمه سلام الله علیها عدد نه بین دو کمال خود یعنی 45 و 81 قرار گرفته است و این از خصوصیات این اسم شریف است
توضیح مطلب :
مقدمه اول: عدد ط = نه است که بین فا و مه قرار گرفته
مقدمه دوم: اعداد فا و مه به ترتیب 81و45 است
نتیجه :عدد ط در کلمه فاطمه بین فا و مه قرار گرفته
نتیجه به بیان عددی : پس عدد نه بین دو کمال خود یعنی 81 و 45 واقع شده است.
مطلب دوم
اگر ارقام کمال ظهوری نه را جمع کنیم می شود نه. 9=4+5 =45
اگر ارقام کمال شعوری نه را جمع کنیم می شود نه. 9=1+8 =81
نتیجه: در دایره جمع بین کمال ظهوری و شعوری فاطمه هوالاول و الاخر و الظاهر و الباطن است
زمين جاي عاشق شدن هست اما جاي عشق ورزيدن نيست
بشوی اوراق اگر همدرس مايی
که علم عشق در دفتر نباشد
ز من بنيوش و دل در شاهدی بند
که حسنش بسته زيور نباشد
شرابی بی خمارم بخش يا رب
که با وی هيچ درد سر نباشد
منم آنچه می نویسم آنچه می نویسم منم منم که می نویسم منم که منم من منم
علی الله فی کل الامور توکلی وبالخمس اصحاب الکساءتوسلی
محمد المبعوث وابنیه بعده وفاطمة الزهرا و المرتضی علی
خدایا شکرت که مرا آفریدی و فرصتی برای عبادتت به من عطا کردی