تبليغاتX
گل رز
تالیف - ویرایش - تصحیح پایان نامه و تحقیقات علمی - متون و نسخ خطی

معرفي اسانيد مشهوره و قطعات متكرره

الف: اسانيد مشهوره کليني(ره)

علي بن ابراهيم عن ابيه (ابراهيم بن هاشم) عن

 زرارة

 محمد بن مسلم

عبدالرحمن بن حجاج          هشام بن الحكم

حماد بن عثمان                 جميل بن دراج

هشام بن سالم                   حفص بن البختري

عمر بن اذينه                    عبدالله بن سنان

معاويه بن عمار                 بعض اصحابه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 13:36  توسط   | 
كتاب الألف وهو كتاب الأحدية
 


بسم الله الرحمن الرحيم
به الحول والقوة

أحدية حمد الواحد في وحدانيته، وحدانية حمد الأحد في أحديته، فردية حمد الوتر في وتريته، وترية حمد الفرد في فرديته، الله اكبر استدرك الناظر النظر، وقف الخاطر بهذا حين خطر، لاح بالتضمين لا بالتصريح وجود البشر، وحدانية حمد الواحد في إثنينيته، فردية حمد الفرد في زوجيته، وترية حمد الوتر في شفعيته، وبقي حمد الأحد واحدا في أحديته صلى الواحد سبحانه على الإنسان الواحد محمد الخارج بعد الضرب الموقوف على صناعة العدد وهكذا الفرد والوتر ما عدا الأحد فإذن عادت الصلاة عليه لما لم تجد ما تستند إليه وسلم من هذا المقام تسليما.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 20:33  توسط   | 
در موزه ایران باستان در تهران و موزه لوور در قسمت تاریخ ایلام به مجسمه های کوچک نوازندگانی با قدمت دو هزاره قبل از میلاد بر می خوریم که همچون عاشیقان ما سرپا ایستاده و ساز خود را برروی سینه نگاهداشته اند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 20:26  توسط   | 

معراج در لغت:

هیدجی در کتاب خود که در باب معراج نوشته می گوید:« لفظ معراج بروزن مفعال درلغت چیزی را گویند که به حالت صعود وعروج است . مثل نردبان وغیره فلذا دربعضی ازکتب لغت به سُلّم وبعضی به شبیه سلم معنا کرده اند ودرعرف متشرعین معراج رسول خدا را گویند که دریک شب ازمکه معظمه به بیت المقدس وازآنجا به آسمانها رفتند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 15:56  توسط   | 

 

شي‏ء

مصبا- شاء زيد الأمر يشاؤه شيئا، من باب نال: أراده، و المشيئة اسم منه بالهمزة، و الإدغام غير سائغ إلّا على قياس من يحمل الأصليّ على الزائد، لكنّه غير منقول، و الشي‏ء في اللغة عبارة عن كلّ موجود إمّا حسّا كالأجسام أو حكما كالأقوال نحو قلت شيئا، و جمع الشي‏ء أشياء غير منصرف، و اختلف في علّته، و الأقرب ما حكي عن الخليل أنّ أصله شيآء وزان حمراء.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 20:56  توسط   | 

فاشيسم:
اين اصطلاح به صورت عام نامي است براي همه رژيمهايي كه بقايشان بر پاية ديكتاتوري و زور و كشتار استوار است. اما به معناي خاص، نام جنبشي است كه در سال 1929 به رهبري "موسوليني" در ايتاليا به راه افتاد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 19:15  توسط   | 

مغالطات

آزدیر ما لار

1 . عوض کردن موضوع بحث

2. خطابه و داستان پردازی به جای استدلال در مقابل استدلال

3. بیان کردن چیزی که منافاتی با مطلب مورد بحث ندارد ولی القاء تنافی به طور ضمنی با آن می توان نمود

3. باء ک تجر و بائی لا تجر! ( به ما که می رسه همه چیز بر عکس میشه )

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 16:38  توسط   | 

زخمه ی تار منی تو هم نوا و هم صدای منی تو

درین شب تار بی صبح هم آغوش خاطر منی تو

سر می دهم به سودای تو دل می دهم به نوای تو

دل به دلم ندادی آخر، بهرچه از من گریزانی تو

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:34  توسط   | 
خدایا تو که منو تنها آفریدی تنها بزرگم کردی و تنها خواهی گذاشت پس چرا   مبتلام کردی؟
+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 5:2  توسط   | 
دوستی می گفت:فروید گفته : فرق هنرمندا با مجانین اینه که هنرمندا به جنون خودشون جهت دادن ولی مجانین جنون خودشون رو بی جهت بروز دادن

می گم:  گرچه در وادی هنر با شعر و نقاشی آرامش رو حس کردم  ولی جنونی که فروید ازش حرف می زنه توی کار هام کاملامشهوده همه جا رد پایی از جنون دیده می شه اماوقتی فکر می کنم می بینم جنون باید بی جهت باشه اگه جهت مند بشه جنونش خالص نیست خورده شیشه هایی از عقل درش هست  این بار می خوام به جنونم جهت ندم شاید این طوری بهتر حسش کنم و همین طور وفاداریمو نسبت به جنون درونم اثبات کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 9:21  توسط   | 
خدایا شکرت که مرا از بیابان فلسفه به دریای سفسطه انداختی
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 8:40  توسط   | 
خدایا توی این آشوب و بلوای خودی و بی خودی من در میان این خیل آدما چه تفاوتی دارم  با کرمی که می لوله تو ی خاکا تو هم که نه این خاکی نه اون آدما نه منی نه تو خدایا چه کنم بی تو
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 10:3  توسط   | 
بچه گیها(البته الانم بچه ام) یه بازی داشتیم به اسم گرگم و گله می برم گله ی کیو ببرم یکی گرگ می شد و یکی چوپان و بقیه هم گوسفند .  خلاصه آقا گرگه هروقت می اومد و جمله ی بالا رو می گفت چوپانه یکی از گوسفندا رو رها می کرد و گوسفنده می دوید (همون بچه هه) و گرگه دنبالش می کرد اگه گوسفنده می تونست خودشو به یک جای بلندی برسونه یا دوباره بر گرده پیش چوپان در امان بود و الا می سوخت و گرگ می شد الان که فکر می کنم می بینم بازی بچه گیهامون تمرینی بود برای زندگی امروزمون اما امروز من چی باید باشم ؟ کدومشون ؟ گرگ  چوپان  یا بره (همون گوسفنده) دوست ندارم هیچ کدومشون باشم دوست دارم وارد این جور بازیها نشم حالا که فکرشو می کنم می بینم خیلی وحشیانست نمی خوام مامااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 9:1  توسط   | 

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

سخن شناس نه‌ای جان من خطا اين جاست

 

سرم به دنيی و عقبی فرو نمی‌آيد

تبارک الله از اين فتنه‌ها که در سر ماست

 

در اندرون من خسته دل ندانم کيست

که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

 

دلم ز پرده برون شد کجايی ای مطرب

بنال هان که از اين پرده کار ما به نواست

 

مرا به کار جهان هرگز التفات نبود

رخ تو در نظر من چنين خوشش آراست

 

نخفته‌ام ز خيالی که می‌پزد دل من

خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست

 

چنين که صومعه آلوده شد ز خون دلم

گرم به باده بشوييد حق به دست شماست

 

از آن به دير مغانم عزيز می‌دارند

که آتشی که نميرد هميشه در دل ماست

 

چه ساز بود که در پرده می‌زد آن مطرب

که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست

 

ندای عشق تو ديشب در اندرون دادند

فضای سينه حافظ هنوز پر ز صداست

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 7:16  توسط   | 

می گویند کانت گفت روی  سنگ قبر من بنویسید او مست خدا بود

می گویم روی قبر من بنویسید او یک خر بود خر زندگی کرد و خر مرد

عاقلان خواهند اندیشید ابلهان خواهند خندید و عارفان خواهند گریید

و برای من هیچ تفاوتی نمی کند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 18:1  توسط   | 

 

ألا ای آهوی وحشی کجایی

مرا با توست چندین آشنایی

دو تنها و دو سرگردان دو بی کس

دد و دامت کمین از پیش و از پس

شعر

پیش از اینت بیش ازین اندیشه ی عشاق بود

مهرورزی تو با ما شهره ی آفاق بود

یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبان

بحث سر عشق و ذکر حلقه ی عشاق بود

سایه ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد

ما به او محتاج بودیم و او به ما مشتاق بود

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 2:16  توسط   | 

بخت از دهان دوست نشانم نمی‌دهد

دولت خبر ز راز نهانم نمی‌دهد

 

از بهر بوسه‌ای ز لبش جان همی‌دهم

اينم همی‌ستاند و آنم نمی‌دهد

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 8:27  توسط   | 

                                           

  The was a very poor family that       

       Tended a field and lived in a small   

    Shack just beside it.

It had no rooms and no luxuries.

And the family made just enough money

From the crops to scrape by.                                                                                                                                                         


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 10:41  توسط   | 

خدایا کمکم کن

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 8:33  توسط   | 
 

اسامي ماههاي ترکی(ایغوری)

سيچقان و اود و بارس و پس توشقان لوي ئيل      بعد ئيلان يونت باشد بعد آنها قوي ئيل

پيچي ئيل از سالها نهم بود در نزد ترک            پس تخاقوي است پس ايت و پس تنگوزئيل

ترجمه فارسي ابیات بالا:

موش و بقر و پلنگ و خرگوش شمار                  زان چار چو بگذري نهنگ آيد و مار

آنگاه به اسب و گوسفند است حساب              حمدونه و مرغ و سگ و خوک آخر کار

 اسامي ماههاي رومي

دوتشرين و دو کانون و پس آنگه     شباط و آزر و نسيان ايار است.

حزيران و تموز و آب و ايلول        نگه دارش که ازمن يادگار است.

اسامي ماههاي قمری

ز محرم چو گذشتي بر سر ماه صفر                 دو ربيع و دو جمادي ز پي يکديگر

رجب است از پي و شعبان رمضان و شوال       بعد ذي حجه و ذي قعده چنين است خبر.     

اسامي ماههاي شمسی

ز فروردين چو بگذشتي مه اردي بهشت آيد          سپس خرداد و تير آنگه چو مردادت همي بايد.

پس از شهريور و مهر و اَبان و آذر و دي دان       که بر بهمن جز اسفندار مذ ماهي نيفزايد

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 10:44  توسط   | 

 

فروردین فرودهای پاکان

اردیبهشت بهترین راستی و درستی

خرداد کمال و رسایی

تیر فرشته ی نگهبان باران

امرداد بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی

شهریور بهشت یا کشور آسمانی

مهر واسطه، میانجی، فرشته فروغ و روشنایی

 آبان فرشته نگهبان آب

آذر فرشته نگهبان آتش

دی آفریننده ,دادار و آفریدگار

بهمن نیک اندیش,نیک نهاد.نخستین آفریده اهورامزدا

اسفند بردباری و فروتنی مقدس(پاک درست اندیشه)

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 10:34  توسط   | 

جدول ابجدی

ا = 1

ك = 20

ق = 100

ب = 2

ل =  30

ر = 200

ج = 3

م = 40

ش = 300

د = 4

ن = 50

ت = 400

ه = 5

س = 60

ث = 500

و = 6

ع = 70

خ = 600

ز = 7

ف = 80

ذ = 700

ح = 8

ص = 90

ض = 800

ط = 9

 

ظ = 900

ی = 10

 

غ =1000

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 10:7  توسط   | 

مقدمه:

هرعددی را دوکمال است کمال شعوری و کمال ظهوری

تعریف:کمال شعوری عدد حاصل جمع اعداد تحت آن است تا برسد به یک+ اعدادی که تحت آن عدد هستند از یک تا برسد به آخرین عدد تحت آن عدد که کمال آن را می خواهیم به دست آوریم

تعریف: کمال ظهوری تنها دومی است یعنی حاصل جمع از یک تا برسد به آن عدد و البته خود آن عدد را در کمال ظهوری جمع نمی بندیم.

مثال:کمال شعوری نه را می خواهیم به دست آوریم

1+2+3+4+5+6+7+8+9=45

8+7+6+5+4+3+2+1=36

36+45=81

کمال شعوری نه می شود: 81

کمال ظهوری نه میشود:45

 

انطباق قاعده بر اسم فاطمه سلام الله علیها

مطلب اول

در اسم فاطمه سلام الله علیها عدد نه بین دو کمال خود یعنی 45 و 81  قرار گرفته است و این از خصوصیات این اسم شریف است

توضیح مطلب :

مقدمه اول: عدد ط = نه است که بین فا و مه قرار گرفته

مقدمه دوم: اعداد فا و مه  به ترتیب 81و45 است

نتیجه :عدد ط در کلمه فاطمه بین فا و مه قرار گرفته

نتیجه به بیان عددی : پس عدد نه بین دو کمال خود یعنی 81 و 45 واقع شده است.  

مطلب دوم

اگر ارقام کمال ظهوری نه را جمع کنیم می شود نه. 9=4+5 =45

اگر ارقام کمال شعوری نه را جمع کنیم می شود نه. 9=1+8 =81

نتیجه: در دایره جمع بین کمال ظهوری و شعوری فاطمه هوالاول و الاخر و الظاهر و الباطن است

کمال ظهوری نه (45) عدد تامّ است که عدد آدم علیه السلام می باشد فتامل

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 7:11  توسط   | 

زندگی بدون عشق قابل تفسیر نیست

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 13:2  توسط   | 

زمين جاي عاشق شدن هست اما جاي عشق ورزيدن نيست

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 10:9  توسط   | 

بشوی اوراق اگر همدرس مايی

که علم عشق در دفتر نباشد

 

ز من بنيوش و دل در شاهدی بند

که حسنش بسته زيور نباشد

 

شرابی بی خمارم بخش يا رب

که با وی هيچ درد سر نباشد

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 8:47  توسط   | 

منم آنچه می نویسم آنچه می نویسم منم منم که می نویسم منم که منم من منم

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 7:58  توسط   | 

علی الله فی کل الامور توکلی      وبالخمس اصحاب الکساءتوسلی

محمد المبعوث وابنیه بعده            وفاطمة الزهرا و المرتضی علی

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 7:50  توسط   | 

خدایا شکرت که مرا آفریدی و فرصتی برای عبادتت به من عطا کردی

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 7:43  توسط   | 

خدایا تو که خود حال مرا می بینی و بر آن واقفی پس خودت کن آنچه خواهی

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 7:42  توسط   |