شطح
گرگم و گله می برم
غزلی از حافظ
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نهای جان من خطا اين جاست
سرم به دنيی و عقبی فرو نمیآيد
تبارک الله از اين فتنهها که در سر ماست
در اندرون من خسته دل ندانم کيست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
دلم ز پرده برون شد کجايی ای مطرب
بنال هان که از اين پرده کار ما به نواست
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود
رخ تو در نظر من چنين خوشش آراست
نخفتهام ز خيالی که میپزد دل من
خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست
چنين که صومعه آلوده شد ز خون دلم
گرم به باده بشوييد حق به دست شماست
از آن به دير مغانم عزيز میدارند
که آتشی که نميرد هميشه در دل ماست
چه ساز بود که در پرده میزد آن مطرب
که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست
ندای عشق تو ديشب در اندرون دادند
فضای سينه حافظ هنوز پر ز صداست
سنگ قبر
می گویند کانت گفت روی سنگ قبر من بنویسید او مست خدا بود
می گویم روی قبر من بنویسید او یک خر بود خر زندگی کرد و خر مرد
عاقلان خواهند اندیشید ابلهان خواهند خندید و عارفان خواهند گریید
و برای من هیچ تفاوتی نمی کند
شعر
ألا ای آهوی وحشی کجایی
مرا با توست چندین آشنایی
دو تنها و دو سرگردان دو بی کس
دد و دامت کمین از پیش و از پس
شعر
پیش از اینت بیش ازین اندیشه ی عشاق بود
مهرورزی تو با ما شهره ی آفاق بود
یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبان
بحث سر عشق و ذکر حلقه ی عشاق بود
سایه ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
ما به او محتاج بودیم و او به ما مشتاق بود
فال حافظ
بخت از دهان دوست نشانم نمیدهد
دولت خبر ز راز نهانم نمیدهد
از بهر بوسهای ز لبش جان همیدهم
اينم همیستاند و آنم نمیدهد
The mirror
The was a very poor family that
Tended a field and lived in a small
Shack just beside it.
It had no rooms and no luxuries.
And the family made just enough money
From the crops to scrape by.
اسامی ماهها به صورت شعر
اسامي ماههاي ترکی(ایغوری)
سيچقان و اود و بارس و پس توشقان لوي ئيل بعد ئيلان يونت باشد بعد آنها قوي ئيل
پيچي ئيل از سالها نهم بود در نزد ترک پس تخاقوي است پس ايت و پس تنگوزئيل
ترجمه فارسي ابیات بالا:
موش و بقر و پلنگ و خرگوش شمار زان چار چو بگذري نهنگ آيد و مار
آنگاه به اسب و گوسفند است حساب حمدونه و مرغ و سگ و خوک آخر کار
دوتشرين و دو کانون و پس آنگه شباط و آزر و نسيان ايار است.
حزيران و تموز و آب و ايلول نگه دارش که ازمن يادگار است.
اسامي ماههاي قمری
ز محرم چو گذشتي بر سر ماه صفر دو ربيع و دو جمادي ز پي يکديگر
رجب است از پي و شعبان رمضان و شوال بعد ذي حجه و ذي قعده چنين است خبر.
اسامي ماههاي شمسی
ز فروردين چو بگذشتي مه اردي بهشت آيد سپس خرداد و تير آنگه چو مردادت همي بايد.
پس از شهريور و مهر و اَبان و آذر و دي دان که بر بهمن جز اسفندار مذ ماهي نيفزايد
معنای ماههای سال شمسی
فروردین فرودهای پاکان
اردیبهشت بهترین راستی و درستی
خرداد کمال و رسایی
تیر فرشته ی نگهبان باران
امرداد بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی
شهریور بهشت یا کشور آسمانی
مهر واسطه، میانجی، فرشته فروغ و روشنایی
آبان فرشته نگهبان آب
آذر فرشته نگهبان آتش
دی آفریننده ,دادار و آفریدگار
بهمن نیک اندیش,نیک نهاد.نخستین آفریده اهورامزدا
اسفند بردباری و فروتنی مقدس(پاک درست اندیشه)